شوق وصال.......

مینویسم از عشق


مینویسم مینویسم از عشق!


تا قلم راه به غم نامه این دل دارد


تا که عشق از سر عادت با طلوع


خورشید


از لب پنجره دل به افق می نگرد!



با نوشتن آری خالی از فریادم!



غم این عشق جگر سوز رود از یادم!



فصل نو می آید!



فصل شادابی و احساس طراوت!


آری،


بوی یک روز پر از خلوت تو



بوی یک تجربه تکراری!!!


حس آ غوش!!!



سراسر مستی!!!



غالبش تکراریست!



حس آغوش تو نو



بعد چندی که دلم حسرت این حس را داشت



لذتش را آری بارها حس کردم



در اطاق سردم



با دل پر دردم



رفته در خواب عمیقی و حضورت یک دم!



خواب از من بربود!



گرچه عاشق باید، خواب را بیند خواب!



من بوقت گریه! مست از اشک جنون!



میروم در خوابی



که مگر یک لحظه



اندر آن حسرت


گاه


خواب آغوش تو را گرم به تن بفشارم



و تو با آن لب مست!



بوسه ای را به لبم هدیه دهی!



و من از شوق وصال!



باز آشفته از آن خواب بر آرم تن سرد!



بروم تا ته بغض



برسم تا لب اشک



تا نوک برج جنون



و به دنبال حضورت گردم



نظرات شما عزیزان:

rezvan
ساعت15:01---5 شهريور 1390
مطالبت جالب بود خيلي جالب به من سر بزن يه وب كوچيك دارم دنبال نويسنده با همين مشخصات شما هستيم اگر خواستيد با ما همكاري كنيد به ما خبر بدهيد
پاسخ:سسسسسسسسسسسلام======ممنون ازلطفتون باعث افتخاره منه اما متاسفانه باکمبود وقت مواجه هستم شرمنده=========بدرود


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







پنج شنبه 1 / 6 / 1390برچسب:, |